تبليغاتX
ذره بین - وطن من كجاست؟
گفتارهای اقتصادی - اجتماعی
دوست عزيزم محمدحسن مصلي نژاد در وبلاگ شخصي خود. درباره وطن مطالبي بسيار زيبا نوشته بود. من را هم قابل دانست و نظرم را درباره وطن جويا شد. برايش اينطور نوشتم:

" اگر نميدانستي وطن سعيد کجاست، به پـاســخ دعوتش نمي‌کردي. حسي مشترک به من و تو و بقيــه دوستانمان آموخته است وطنمـــان را در همــان پاکــي و خلوصش بينيم، با همان صفا و صميميت که شايد اين روزهــا، کمي کمــرنگ‌ شده، بايــد ايـــن زنگارهـــا را پذيرفت يا نه؟ نمي‌دانم، شايد.... اصلا زنگارها را بايد زدود، وظيفـــه من و توست. وظيفه ماست. آينـــه تا آينــه است، غبار معنا پيدا مي‌کند، پس غبارها هـــم هستي‌شان به آينده است، بايد آنها را به آرامي زدود، شايد غبارها، خودمان باشيم نمي‌دانــم، به دقت بايد نگريست، وطن، هماجاست که تو گفتي و دوستان تصديقش کردند. وطن همانگونه است که تو توصيفش کردي و دوستان ستودندش. وطــن من و تو، يک مشخصــه دارد، زلال است و جـــاري، از کف‌هـــاي روي آب نبايـــد هراسيــد"

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 13:18  توسط سعید مستشار  |